اگر روزی دلت لبریز غم بود گذارت بر مزار حمه کهنه ام بود، بگو این بی نصیب خفته در خاک به روزی عاشق و دیوانه ام بود.
هیچ وقت از خدا نخواه که تمام دنیا رو بهت بده، فقط بخواه کسی رو بهت بده که تو رو به تمام دنیا نده!
نازنین تر از توکس نیست که یادش بکنم سرودل عاشق یک ناز نگاهش بکنم تا زمین هست و زمان هست بگویم ای گل تو عزیزی و عزیزان به فدایش بکنم
فلسفه الاکلنگ، اثبات بزرگی کسی است که فرو مینشید تا دیگری پرواز را تجربه کند.
مهربانی هدیه خداست و غرور هدیه شیطان ما انسانها هدیه خدا رواز هم مخفی میکنیم و هدیه شیطان به رخ هم میکشیم
به حق اون خداوندی که یکتاست وجودش باعث گرمی دلهاست دلم در عاشقی به قد
دریاست، ولیکن مثل در نا تک و تنهاست
به هیزم شکن وقتی خسته میشه که تبرش کند بشه نه این که هیزمش زیاد باشه تیر ما انسانها باورهامونه نه ارزوهامون
در زمین عشقی نیست که زمینت نزند، آسمان را دریاب
از خداوند چیزی را برایت میخواهم که جز خدا در باور هیچ کس نگنجد.
اگر صخره و سنگ در مسیر رودخانه زندگی نباشد صدای آب زیبا نخواهد بود
شب در کارنامه سیاهش چه دارد که استحقاق گرفتن این همه ستاره را دارد؟
تمام ظلمت جهان نمی تواند روشنایی یک
شمع را خاموش کند .
بزرگترین افسوس آدمی آن است که می خواهد ولی نمی تواند و به یاد می آورد روزی را که می توانست ولی نخواست
باد می وزد میتوانی در مقابلش هم دیوار بسازی هم آسیاب بادی تصمیم با تو است.
چندیست که بیمار وفایت شده ام در بستر غم چشم به راهت شده ام این را تو بدان اگر بمیرم روزی مسوول تویی که من فدایت شده ام.
بهترین افراد کسانی هستند که به خلق نیکی میکنند بدون آنکه در نظر داشته باشند که آنها خوبند یا بد.
میدونی قشنگی راه رفتن زیر بارون چیه این که کسی اشکهاتونمی بینه.
گرمیان هر نگاهی صوت غمگینی شنیدی
یاد کن از قلب بی تابی که هردم یاد توست
یافتن میلیونها دوست معجزه نیست
معجزه تویی که بین میلیونها دوست تکی
آنچه برلوح زمان می ماند راه و رسم سفر است رهگذر میگذرد
می نویسم از توای زیبای من می سرایم از توای رویای من ای نگاهت سبزتر از سبزه زار /می نویسم بیقرارم بیقرار
خدايا من در کلبه فقیرانه خود چیزی دارم که تو در عرش کبریایی خود نداری من چون تویی دارم و تو چون خود نداری
برچسب:
نویسنده: یلدا صمیمی